شهید محمد رضا عقیقی

شهيد محمدرضا عقيقي در پنجم اردیبهشت سال 1341 ستاره عمرش در پهنه ي آسمان اين مرز و بوم جاي گرفت هر چند نامش را محمدرضا گذاشتند اما او را مسعود صدا ميزدند .
 در طي ساليان بعد يعني همزمان با گذراندن دوران تحصيل آغاز به آموختن قرآن مجيد و فراگيري اصول و مباني دين مبين اسلام نمود . به گونه اي که از همان اوان نوجواني همه او را بعنوان يک چهره ي مذهبي و با ايمان مي شناختند .
با اوج گيري نهضت اسلامي محمد رضا با استمداد از آشنايي هايي که با اسلام عزيز پيدا نموده بود بخوبي در جريان انقلاب اسلامي رشد کرد و بصورت يکي از فعالترين چهره هاي انقلاب در آمد . صداي آشناي او که شب ها فرياد و تکبير را در کوچه و خيابان بلند مي کرد و ديگر ياران را به فرياد و اعتراض فرا مي خواند همچنان در گوش ها طنين انداز است .

پس از پيروزي انقلاب اسلامي فصلي جديد در زندگي خود گشود . فصلي که سرانجام با خون سرخش نقطه پايان برآن گذاشت . در ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي بعلت نياز مبرم نهضت به نيروهاي مؤمن و فعال همراه با يکي از دوستان نزديکش که او نيز به شهادت رسيد – براي تبليغ و تعليم قران مجيد به گوشه و کنار شهر و حتي حومه ي شيراز مي رفت و بدين ترتيب اولين کلاس هاي خود را بر پا نمود وي پس از اخذ ديپلم در سال 59 با صفوف پاسداران انقلاب اسلامي پيوست و در اينجا نيز با توجه به اندوخته هاي فکري و  اعتقاديش و زمينه ي بسيار مساعد روحي به جمع ساير برادران و همفکرانش در واحد آموزش عقيدتي ملحق شد .

در مدت شش سال عضويت پر افتخارش در سپاه پاسداران همواره بعنوان يک مربي عقيدتي سياسي باقي ماند و در حين انجام همين مسئوليت الهي نيز به شرف شهادت نايل آمد .

 شهيد عقيقي  هر چند از همان ابتداي فعاليتش در سپاه بعنوان مربي قرآن و اصول عقايد وظيفه تعليم نيروهاي آموزشي سپاه را بعهده گرفت اما، براي ارتقاء پايه هاي فکري خود به همراهي تني چند از ديگر مربيان عقيدتي تحت نظر بهترين اساتيد قرآن اعتقادات و تاريخ اسلام در شيراز که در آن روزگار خود پاسدار بودند در کلاس تحت عنوان کلاس استاد مطهري دور هم گرد آمدند و يکي از پر بارترين و موفقيت آميزترين و در عين حال بي نظيرترين کلاس اعتقادي را در زمان خود بنيان نهادند.

 « عقيقي» چهره اي ممتاز در ميان سايرين بود و برهوش سرشار درک صحيح قدرت بيان و استدلال او همه معترف بوده و هستند و حقيقتا او شاگرد اول کلاس بود . از اين به بعد نام «عقيقي» همراه با اصول عقايد بود و هر عقيقي بود کلاس اعتقاداتي بر پا بود و در سپاه و خارج آن هم هر جا کلاس و بحثي در خصوص اصول عقايد بود حتما عقيقي را آنجا ميتوانستيد پيدا کنيد .

شهيد عقيدتي در شاخه هاي مختلف تبليغ اصول و معارف اسلامي داراي تبحر و تسلط بود. قرآن مجيد را هم با صوتي بسيار زيبا تلاوت مي کرد و هم با دقايق تجويد و قرائت آشنا بود احکام را بنحو شايسته و بسيار جذابي تدريس مي کرد . به اصول عقايد عشق مي ورزيد باري پايه هاي استدلال در تفکر اسلامي کمال اهتمام و حساسيت را قائل بود و با تسلط فوق العاده اي اصول عقايد را تدريس مي کرد .

در سال 61  در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته الهیات و معارف اسلامی پذیرفته شد.

او پس از ورود به دانشگاه، درس را در همان سنگرهاي جبهه تشکيل داد و فقط براي ثبت نام و گذراندن امتحانانت پايان ترم به دانشگاه مي رفت . و اين براي همکلاسانش جاي بسي تعجب بود که او چگونه بدون حضور مستمر در کلاس هاي درس با عاليترين نمرات واحدهاي مربوطه را پشت سر ميگذارد .

 چند روز بيشتر به گذراندن آخرين امتحانات و اخذ ليسانس در رشته الهايت و معارف اسلامي فاصله نداشت  که تمام وقت را در جبهه هاي نبرد سپري کرد و در اواخر سال 64 و اوايل سال 65 از طرف سپاه پاسداران به مأموريت سوريه و لبنان اعزام گرديد . و توفيق زيارت مرقد حضرت زينب (س) را بدست آورد .

حاصل اين مأموريت چند ماه تحقيقات بسيار  کم نظير و جامعي در اطراف زندگي نامه  اصحاب پيامبر و دانشمندان مدفون در آن ديار مي باشد . اين تحقيق و تتبع جامع که تماماً مصور نيز مي باشد .

پس از بازگشت از سفر سوريه در سنگر آموزش عقيدتي لشکر فجر قرار گرفت و در اين زمان براي نيازهاي واحد مزبور به مربيان ثابت و کارآمد در سطح جبهه ها طرح آموزش مربي عقيدتي را مورد اجرا گذاشت .

 بچه هاي دوره ي دوم در چهار چوب طرح مذکور آخرين روزهاي اقامت و تحصيل خود در شيراز را طي ميکردند که با پيکر غرقه به خون استاد گرانمايه شان روبرو شدند و سرانجام سنگرهاي جهاد عقيدتي و نظامي مؤمن و متدين خود را از دست دادند .

شهيد محمدرضا عقيقي سرانجام در عمليات کربلاي 5 در غروب 24 دي ماه 1365 به فیض شهادت نائل آمد .

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *