زندگی نامه شهید حاج مهدی زارع

سردار شهید حاج مهدی زارع
تولّد : 1334/01/22 – بیضا (فارس)
سمت: فرمانده گردان
شهادت: 1365/10/04 – شلمچه – عملیّات کربلای 4

زمستان سال 57 بود که یک خواب جمشید را به آنچه لایقش بود پیوند داد .
شب از نیمه گذشته بود . جمشید با گونه های خیس در حال نماز و دعا بود. صدای در حیاط او را به خود آورد. در را که باز کرد موجی از نور او را به عقب راند ، چشمهایش به سمت کانون نور خیره شد . از کانون نور طنین صدایی گرم ، به دلهره اش پایان داد:
“آرام باش فرزندم ، من … “
خواست خودش را به زمین بیاندازد تا پای آقا را ببوسد که دست گرم آقا بر شانه هایش نشست
“آرام باش فرزندم! من علی هستم ! از امروز نام تو مهدی است . تو از سربازان اسلام خواهی بود و به زودی در قیامی بزرگ شریک خواهی شد!”
حیرت زده و مضطرب از خواب برخواست ، خیس عرق بود ، بوی عطر عجیبی را در فضای اتاق حس میکرد … از خود بی خود شده بود . صدای های های گریه اش ، همه اهل خانه را بیدار کرد و او به نام مهدی می اندیشید …

كدشناسايى  :1363932
كدبايگانى  :6518072
نام  :مهدى(جمشيد)
نام خانوادگى  :زارع
نام پدر :كاكاجان
تاريخ‌تولد  :22/01/1334
ش.ش   :
محل‌صدورشناسنامه   :هفتنجان
 تاريخ شهادت  :04/10/65
نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
استان  :بنيادشهيداستان‌فارس
شهر :اداره‌بنيادشهيدشيراز
وصيت‌نامه   :%
1363932زارع مهدى (جمشيد ) 
بسمه تعالى انالله وانا اليه راجعون ان الله يحب الذين يقاتلون فى سبيله صفا كانهم بنيان مرصوص خدا آن مؤمنان را كه درصف جهاد با كافران مانند سدآهنين همدست وپايدارند بسياردوست مى  دارد (سوره صف آيه 4 ) وصيت خود را با نام خداوند متعال آغاز مى كنم واميد ازخداوند بزرگ دارم كه امام عزيزرا براى پيشبرد اهداف عاليه اسلام تا انقلاب امام مهدى (عج) نگه بدارد واز خداوند بزرگ آرزومى دام كه فرج آقا امام زمان را هرچه زودتر براى پيروزى وسربلندى اسلام ومسلمين نزديك بگردانداينك كه خداوند جل وجلاله به لطف ومرحمت خودش اين حقيرناقابل رادرصحنه جنگ حق عليه باطل قرار داده وهرلحظه امكان دارد كه خداوند مشيتش قرار گيرد واين بنده سرتاپاگناه وتقصير دراين راه مقدس كشته گردم كه سالهاست در آرزويش بسرمى برم اين طور وصيت مى كنم كه فرزندانم متعلق به اسلام هستند وبايد تربيت اسلامى بشوند وبايدبراى اسلام خدمت كنند ودلسوز اسلا م باربيايند وتا سرحد جا ن درراه اسلام عزيز جهاد كنند وبادشمنان مسلمين بجنگند وبكشندتاكشته شوند وانتظار دارم كه اسلحه خونين مرا اززمين  بردارند وپشت سرامام عزيز درصراط مستقيم حركت كنند وگوش بفرمان امام بزرگوار باشند وطبق دستور اسلام ازاما م وپيشوايان اسلام سبقت نگيرند كه هلاك مى شوند وبدانند كه صراط مستقيم درحركت پشت سرامام خمينى سلام الله عليه ,و همسر مهربان وغمگسارم كه درهمه شرايط زندگى بحق شريك زندگى من بوده ودرراه تقويت روحيه من ازهيچ كوششى فروگذار نكرده ووظيفه همسرى خويش را تماما وكاملا ادا نموده ومن ازايشان بخوبى راضى هستم واميدوارم كه خداوند هم ازايشان راضى بشود وشربت نوشين شهادت را نصيبشان كند ازهمسرم انتظار دارم كه درتربيت صحيح فرزندانم سعى وكوشش خودشان را نمايندودراين راه ازمعلمين پاك واستادان بزرگ حوزه علميه وازبزرگوارى چون آقا ى سيد على محمد دستغيب دامت افاضاته كمك بگيريد وتربيت فرزندانم را به دست مبارك ايشان ويا نماينده  ايشان بسپاريد يعنى ازايشان كمك گرفته شود وازديگرخويشان وعزيز
انتظار دارم كه مرا ببخشند وبرايم طلب آمرزش از خداوند بنمايد واز همه دوستان و آشنايان تقاضامى‌كنم درحد توان برايم قرآن بخوانند وبرايم  طلب مغفرت نمايند زيرا من قرآن خواندن واستغفار كردن را بسيار دوست مى دارم والسلام 20/11/64 جبهه آبادان وشهرقصر .حاج مهدى زارع 
3 دیدگاه

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *